بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد ده🍷🔪


اینطوری میخواستم ارومش کنم
ارومم شد یکمم
نفس نفس که میزد قفسه سینه اش بالا پایین میشد

الان کمتر شد
+تو برو پیش پسرمون بیام

سری به نشونه ی نه دادم
لب زدم
_نچ

اخمی کرد
+یعنی چی نچ ، بیا بریم ببینمم....

با حسرت نگاه بعضیا روم بود

دندوناش و به هم سابید

کنار گوشم گفت
+,میری خب؟ بزار کارمو بکنم

برگشت گفت
_سمانه کجاست؟

هیچکس چیزی نگفت

گوشیش و برداشت شماره پلیس و گرفت
همه مات و متحیر بودن

چون معمولا هیچ وقت به پلیس زنگ نمی‌زد کوروش

ولی این دفعه مصمم بود

آدرس داد بیان
+زندش نمیزارم...
دیدگاه ها (۵)

🫧𝔸𝕐𝕊𝕌ℕ🫧✶🩵✶🤍✶🩵✶🤍✶🦋♡قـلـبــ رو قـرمـز کـنـ♡🫧𝔸𝕐𝕊𝕌ℕ🫧✶🤍✶🩵✶🤍✶🩵✶🪼~ف...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا ...

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

سکانس حذف شده مربوط به پرتقال 𓂃ژانگ هایان به اطراف نگاه کرد،...

نخند اقا◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

نانایی🪐❤️🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط