fake kook

fake kook
part*²¹

پ: منو مامانت اون کسایی که فک میکنی نیستیم
ا.ت: یعنی چی
پ: ما پدر و مادر واقعی تو نیستیم
ا.ت: ها 😥
پ: فک میکردم همه چیز درست میشه ولی بیشتر خراب کردم منو ببخش دخترم ببخش
ا.ت: بابا ولی من نمیفهمم چی میگی
پ: منو مامانت نمیخواستیم هیچوقت بهت بگیم ولی پدر و مادر واقعیت پیدا شدن
ا.ت: من باور نمیکنم
پ: تو باید بری با اونا زندگی کنی ا.ت
ا.ت: مامان بابا چی میگه
م: 😭😭
ا.ت: راست میگه واقعیت من دختر شما نیستم
م: پدرت راست میگه
ا.ت: وایی خدا مامان
پ: باید بری پیش خانواده واقعیت ا.ت
ا.ت: ولی من شمارو دوس دارم میخوام پیش شما زندگی کنم نه کس دیگه ای
پ:تو به اونا تعلق داری به خانواده واقعیت نه ما
ا.ت:نه من همینجا میمونم
پ: پدرت زنگ زد گفت که فردا ا.ت رو بفرست برای نهار پیش ما تا باهاش حرف بزنیم
ا.ت: من نمیرم
پ: باید بری
سریع رفتم تو اتاقمو گریه کردم

((((همتون حدس های درستی زدین پدر و مادرش گفتن تو دختر ما نیستی و اینم بگم که هیچ ربطی به کوک نداره و ا.ت خواهر ناتنی کوک نیست منتظر باشید😉))))
#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۶)

fake kookpart*²²یک ساعت بعد باورش خیلی برام سخت بود سریع از ...

fake kookpart*²³از دید کوکا.ت داشت گریه میکرد که سرشو گذاشت ...

fake kookpart*²⁰رسیدم خونه رفتم داخل دیدم مامانم داره گریه م...

fake kookpart*¹⁹دو ساعت بعدبا تلفنی که با تفن من جونگکوک بهش...

کوک : این ا. ت هست و نامزد منبابای کوک : چیی؟ نامزد؟ تو از ک...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

که کوک زانو زدکوک : ا. ت تو زیبا ترین دختر هستی که بعد مادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط