خدا را دیده ای آیا؟

خدا را دیده ای آیا؟


تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک


میان بودن و نابودن امید فردائی



هراسی می رباید خواب از چشمت



کسی ،خورشید و صبح و نور را در باور روح تو می خواند



و هنگامی که ترسی گنگ می گوید؛



رها گردیده ، تنهایی و شب تاریکی اش را،



بر نگاه خسته می مالد طلوع روشن نوری



به پلکت ، آیه های صبح می خواند



کلام گرم محبوبی کمی نزدیک تر از یک رگ گردن،



به گوشت با نوای عشق می گوید:



غریب این زمین خاکی ام ،



تنها نمی مانی . .



تو آیا دیده ای وقتی خطائی می کنی اما،



ته قلبت پشیمانی



و می خواهی از آن راهی که رفتی ، باز گردی



نمی دانی که در را بسته او یا نه؟



یکی با اولین کوبه، به در ، آهسته می گوید:



بیا ای رفته، صد بار آمده ، باز آ



که من در را نبستم، منتظر بودم که بر گردی .



خدا را دیده ای آیا؟
دیدگاه ها (۲)

هر شب،شاه باش‌ ماه،یک مشت پولکِ نقره‌ای است،برای کودکان سر ب...

اتفاقای خوب خجالتین،باید بری دستشونو بگیری،به زور بیاریشون ت...

بعـــــضی هــــابـــــودنشــــان ...همیــــن ســــاده بــــو...

درست تو لحظه ای که فکر می کنیهیچ راهی برای فرار باقی نموندهم...

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و ...

معجزه‌ی زیارت شاید همین باشد؛هیچ‌کس از تو نمی‌پرسد با چه دلی...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

عاشقانه های شبنم

ادامه پارت ۲۵

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط