عمریست تا از جان و دل،

عمریست تا از جان و دل،
ای جان و دل، می خوانمت
تو نیز خواهان منی،
می دانمت، می دانمت
گفتی اگر دانی مرا،
آیی و بستانی مرا
ای هیچگاهِ ناکجا،
گو «کِی»، «کجا» بستانمت؟...

هوشنگ ابتهاج

دیدگاه ها (۶)

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

خدا را در خود آ

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

چه سوزناک🥺.امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مردادِ ۱۴۰۱...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط