چهل روز است ناباورانه منتظر آمدنت هستم و هر بار که از شوک

چهل روز است ناباورانه منتظر آمدنت هستم و هر بار که از شوک رفتنت به خود می آیم اشک مجالم نمی دهد. تو همچنان از کران آسمان، نگران، چشم به ما دوخته ای و من عاجزانه با صلوات و فاتحه ای شادی روحت را از خدای متعال می طلبم.

پدر جان، چه سبکبال و ناباورانه پرگشودی؟ چه دیدی که طاق دیدنش را نداشتی؟ تو آسمانی بودی و دنیا برایت تنگ بود. اما ما چه کنیم که چهل روز است برای دیدن تو میهمان خانه ات هستیم و مادر با درد مضاعف لالایی برایمان سر می دهد تا داغ نبودنت را تسکین دهد.

بابای گلم دوستت دارم.

دوستت دارم .
دیدگاه ها (۲۹)

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

تو را می خوانم ای قدرتمند متعال، ای بینهایت مهربانمن به تو ن...

نقشه ایرانم بانمک ایران همیشه پیروز من

می خواهم از زندگی بنویسم...درواقع بهانه ای برای زندگی برای ...

🍃 🌼 شاید باورت نشود اما من هر لحظه به قرار ِنرسیده مان فکرمی...

صبح -با راز نیایشجمعه 17 مهراجازه نده مشکلات زندگی، تو را ب...

داستان کوتاه

تکپارتیموضوع:(وقتی دوستت اونو دوست داره و نمیدونه که شما دوت...

️ حوالیِ دهه ی سی دوستت دارم ...اینکه صبح ها بساط نان تست و ...

داستانی زیبا در مورد توفیق توبه و راهنمایی امام سجاد علیه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط