صبـــــح آمده بر روی لبت خنـــــده بکارد
باران ِمحبـــــّت به سرت باز ببـــــارد

خورشید رسیده ست که با جوهـــــر ِنورش
نقشی ز خدا بر دل ِپاکت بنگـــــارد

مانند ِعروســـــان به جهان جلوه نموده است
تا عشوه کند، صـــــبر ِدلت را به ســـــر آرد
ِ
برخیز و سلامی کن و لبخنـــــد بزن که
این صبح نشانـــــی ز غم و غصه نـــــدارد
لبخنـــــد ِخـــــدا در نفس ِصبح عیـــــان است
بگذار خـــــدا دست به قلبت بگـــــذارد

امروز برایش پُر ِلبخنـــــد وامیـــــد است
هر کس که خودش را به خدایش بسپـــــارد..
روزتون بخیر وشادی دوستان عزیز ان شاا.......
دیدگاه ها (۴)

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

خدایاما راچون گلها سادهچون نسیم روح بخشو چون افتاب فراگیر. ...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

یکروز می آیی که من، دیگر دُچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط