پارت ۱۷۶

پارت ۱۷۶



- حال پرسیدنت خیلی طول کشید برای همین گفتم

و بعد نگاهی به پسرا که درحال نگاه کردن من بودن کرد و ادامه داد


- در ضمن، حال زنم به من ربط داره سوجون ، نه به مرد دیگه ای!

به وضوع داشت به پسرا اعلام میکرد کسی حق نداره نگرانه من بشه و هرچی میشه به اونل ربطی نداره ، زمانی که داشت این حرفو میزد بیشتر نگاهش به لینو و فلیکس بود

..: ارباب...

-بگو

..: دکتر برای معاینه ی یونا خانوم اومدن

+ من بهت گفتم دکتر نمیخوام

- و من یادم نمیاد گفته باشم که حق داری نظری بدی، تنها کاری که میکنی اینه که میری و میزاری معاینه ات کنه اگه بفهمم چرت و پرتایی که دیشب به اون زنیکه گفتی رو به اونم گفتی من میدونم و تو


+هه... ابروت میره اگه بهش بگم بهم تجا*وز کردی نه ؟

- تو زن منی یونا ، اسمش تجا*وز نیست ، من با زنم خوابیدم

+محرمیت دلیل بر این نمیشه که هر غلطی دلت بخواد انجام بدی

- چرا دلیل بر همچیز میشه ، من هرکاری دلم بخواد میتونم انجام بدم یونا ، مخصوصا اگه کنترل کردن تو باشه


+تو نمیتونی کنترلمو بدست بگیری ، چون کنترلم دست خودمه نه تو

- فعلا که دست منه عزیزم

+ ازت متنفرممم

-بجاش من خیلی دوست دارم....
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

پارت ۱۸جونگ کوک :چته؟یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهش...

درخواستی چیفویو

#in_your_eyespart_10۱ویو کایلا فردای اون شب...از صبح هیچ‌کدو...

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

«اتاق شماره ۷»ات چراغ‌قوه رو محکم توی دستش گرفته بود.جیمین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط