برای من نوشته

برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی
دیونه نگاتم
یه مشت خاک ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
کاشکی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
کاشکی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم

نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
کاشکی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات

لعنت به من که آسون
به یک نگات شکستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم
دیدگاه ها (۲)

تو که نیستی زندگیمو زیر پای کی بریزمواسه کی دلم بمیره وقتی ت...

ببینمت…گونه هایت خیس است…بازبااین رفیق نابابت…نامش چی بود؟ها...

به یاد اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیماما وقتی شب خو...

آدم خاصی نیستم...دیگر مخاطب خاصی هم ندارم!فقط حس خاصی دارمخو...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏پارت ۱۸ : ( آخرین حقیقت )فردای آن روز...هیونجی...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط