ازصورتت نقاشے کشیده ام..

ازصورتت نقاشے کشیده ام..
همان طورکہ دلم مےخواست باشے..

حالا چشمہایت فقط مرامےبیند..ولبخند همیشگیت،لحظہ هاےنبودنت رامے پوشاند..

فقط مانده ام،
هوس
بوسیدنت را چہ کنم....؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

تمــــام گزینه هـا رابه یــاد چـــشم های تـــــــو سیــــاه ...

ای جاااااانم

مجنــــــــــون شـــــدن ســـــزایِ زنــــــــــی...

چمدانت را که میبستی....مرگ ایستاده بود و نفس هایم را میشمُرد...

____[The Forbidden Crossing]____

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

★彡   Part 21 彡★ ناگهان، غریزه ای در وجودم من رو وادار به تاب...

دریاچه قوپارت۳۹ یه فسقلیی اینجا مارو دید میزنه!(خنده عصبی)-(...

ع̲̅ش̲̅ق̲̅ ا̲̅و̲̅ل̲̅، س̲̅ر̲̅ن̲̅و̲̅ش̲̅ت̲̅ آخ̲̅ر̲̅𝑷𝒂𝒓𝒕:...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط