گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشق

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشق
روی هر دروازه ای ، لوح محبت میزنم

بهر هر دل.......... دلبرم باشد یکی
مهر باطل روی هر ،نوع خیانت میزنم

سخت میگردم.....همه بازار شهر
تاجران بی وفایی را،به زندان میکنم

بی نقاب آیند همه....در شهر من
با نقاب هرکس ببینم ، چهره ویران میکنم

گرگها در جای خود.....بره اهو جای خود
گر روند در جلد هم ، والله رسوا میکنم

عاشقان رامیدهم........فرمان برحکم وفا
بی وفایان را ز شهر،حتما گریزان میکنم

با عدالت میزنم......تکیه به تخت حاکمی
باعث بد نامی عشق را پریشان میکنم
دیدگاه ها (۱)

چه دنیای عجیبی ست ،مجازی همه ازپی دوست ، بهر نیازی یکی عاشق ...

اے خــــــــــــــــدااااا ڪـــــجایی جــواب بــــــده

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده امدر همان پس کوچه ها در...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

‌ گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح مح...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط