تهیونگ وارد شد
تهیونگ وارد شد
🐰: هیونگ ، صورتتو شستی ؟ میتونی لایو رو بگیری تا من برم صورتمو بشورم ؟
🐻 : غذا سفارش دادم ، میتونم نشون بدم چی دارم میخورم ؟ هنوز گرسنمه ، ولی یه چیزی سفارش دادم. سینه مرغ و بیکن با برنج ، و فردا همه با هم کاردیو انجام میدیم
🐰: اولش قصد داشتم با تهیونگ هیونگ تمرین کنم و غذا بخورم. ولی بعدش فقط دوتا کیمباپ خوردم...
بعد گفت چیکار کنیم چیکار نکنیم لایو دوتایی داشته باشیم :)
🐰: موهاتو کوتاه کردی ؟ چراد؟
🐻: تو چشمم بود ، برا همین کوتاهش کردم.
🐰: یه دلیل سادهست ، من میخوام موهام بلند شه. آرمی خوششون میاد یا نه ، جالبه بدونم.
🐻: فکر کنم آرمی وقتی موهامون کوتاهه خوششون میاد. از مدل تیغ تیغیش خوششون میاد ؟
🐰: نه ، ما که نمیخوایم دوباره برگردیم سربازی که
🐻: چرا نامجون هیونگ دوباره موهاش این مدلیه ؟ نامجون هیونگ کلی مدل کوتاه امتحان کرده.
🐰: چون همهشون بهش میاد !
🐰: قراره حدودای ساعت ۹ یا ۱۰ بدویم ؟
🐻: ها ، ما ؟
🐰: قرار بود کاردیو رو کنار رودخانه هان انجام بدیم ، ولی نگران بودیم که آرمیها بیان و مثل بازی پوکمون پیدامون کنن میخنده
🐻: به جاش فقط طوری رفتار کنین که انگار ما رو نمیشناسین.
🐰: پس با هم میدویم ؟
🐻 : خوب میشد اگه هوبی هیونگ هم باهامون این کارو میکرد.
🐰 : چی ؟
🐻 : دویدن دیگه
🐰 : با هوبی هیونگ ؟
🐻 : هوبی هیونگ همیشه با ما تمرین میکرد.
🐰 : درسته، ولی بعید میدونم هوبی هیونگ بیاد ، هرچند فکر میکنم خوب میدوید.
🐻 : هوبی هیونگ دویدن صبحگاهی رو دوست داره.
🐰: من تقریباً ۲۲ تا ۲۵ دقیقه دویدم ؟ فردا هم باید دوباره برم بعد از اینکه غذا بخورم. شاید راحت به نظر بیاد ، ولی شیب خیلی سخته ، آخ ، پشت و باسنم احساس میکنه که همین الآن منفجر میشه. باشه ، الان میرم صورتمو بشورم.آخ ، باسنم درد میکنه. آخ ، این حس… دویدن انقدر خوبه.
بچهها، بذارید خوب غذا بخورم و دوباره خوشتیپتر بشم. با بچهها فرصت داشتیم کلیپهای قدیمیمون رو ببینیم، چه باریک و خوشاندام به نظر میاومدیم.
چه سر کار باشید ، چه سر درس یا هر کاری ، همهتون سخت کار کردید. لطفاً خوب بخوابید. شب خوبی داشته باشید. منم میخوابم ، ورزش میکنم و خودم رو رو فرم نگه میدارم.
به زودی تولدمه ، پس بذارید همون روز تولدم لایو بذارم. خوشاندامتر میشم. به زودی میبینمتون ! هر وقت فرصت شد، یه لایو کنار رودخانه هان میذارم. اونجا میبینمتون، بچهها. همتون رو دوست دارم. بای بای !!
🐰: هیونگ ، صورتتو شستی ؟ میتونی لایو رو بگیری تا من برم صورتمو بشورم ؟
🐻 : غذا سفارش دادم ، میتونم نشون بدم چی دارم میخورم ؟ هنوز گرسنمه ، ولی یه چیزی سفارش دادم. سینه مرغ و بیکن با برنج ، و فردا همه با هم کاردیو انجام میدیم
🐰: اولش قصد داشتم با تهیونگ هیونگ تمرین کنم و غذا بخورم. ولی بعدش فقط دوتا کیمباپ خوردم...
بعد گفت چیکار کنیم چیکار نکنیم لایو دوتایی داشته باشیم :)
🐰: موهاتو کوتاه کردی ؟ چراد؟
🐻: تو چشمم بود ، برا همین کوتاهش کردم.
🐰: یه دلیل سادهست ، من میخوام موهام بلند شه. آرمی خوششون میاد یا نه ، جالبه بدونم.
🐻: فکر کنم آرمی وقتی موهامون کوتاهه خوششون میاد. از مدل تیغ تیغیش خوششون میاد ؟
🐰: نه ، ما که نمیخوایم دوباره برگردیم سربازی که
🐻: چرا نامجون هیونگ دوباره موهاش این مدلیه ؟ نامجون هیونگ کلی مدل کوتاه امتحان کرده.
🐰: چون همهشون بهش میاد !
🐰: قراره حدودای ساعت ۹ یا ۱۰ بدویم ؟
🐻: ها ، ما ؟
🐰: قرار بود کاردیو رو کنار رودخانه هان انجام بدیم ، ولی نگران بودیم که آرمیها بیان و مثل بازی پوکمون پیدامون کنن میخنده
🐻: به جاش فقط طوری رفتار کنین که انگار ما رو نمیشناسین.
🐰: پس با هم میدویم ؟
🐻 : خوب میشد اگه هوبی هیونگ هم باهامون این کارو میکرد.
🐰 : چی ؟
🐻 : دویدن دیگه
🐰 : با هوبی هیونگ ؟
🐻 : هوبی هیونگ همیشه با ما تمرین میکرد.
🐰 : درسته، ولی بعید میدونم هوبی هیونگ بیاد ، هرچند فکر میکنم خوب میدوید.
🐻 : هوبی هیونگ دویدن صبحگاهی رو دوست داره.
🐰: من تقریباً ۲۲ تا ۲۵ دقیقه دویدم ؟ فردا هم باید دوباره برم بعد از اینکه غذا بخورم. شاید راحت به نظر بیاد ، ولی شیب خیلی سخته ، آخ ، پشت و باسنم احساس میکنه که همین الآن منفجر میشه. باشه ، الان میرم صورتمو بشورم.آخ ، باسنم درد میکنه. آخ ، این حس… دویدن انقدر خوبه.
بچهها، بذارید خوب غذا بخورم و دوباره خوشتیپتر بشم. با بچهها فرصت داشتیم کلیپهای قدیمیمون رو ببینیم، چه باریک و خوشاندام به نظر میاومدیم.
چه سر کار باشید ، چه سر درس یا هر کاری ، همهتون سخت کار کردید. لطفاً خوب بخوابید. شب خوبی داشته باشید. منم میخوابم ، ورزش میکنم و خودم رو رو فرم نگه میدارم.
به زودی تولدمه ، پس بذارید همون روز تولدم لایو بذارم. خوشاندامتر میشم. به زودی میبینمتون ! هر وقت فرصت شد، یه لایو کنار رودخانه هان میذارم. اونجا میبینمتون، بچهها. همتون رو دوست دارم. بای بای !!
- ۸۹۷
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط