باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد 

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد 
من نفس می زنم و پیرهنم می لرزد

آمدم فال بگیرم ,مثلا یلدا بود 
شعری آمد که همه جان و تنم می لرزد

بعد ِ تو یاس خزان کرد قناری ها مُرد 
بغض را می خورم اما دهنم می لرزد

بی تو تهران و من و قصه سرگردانی 
پای رفتن نه, ولی آمدنم می لرزد

قلبِ من می تپد اما بخدا بعد از تو 
هر دلی را که فقط می شکنم می لرزد

مثلِ یک حلقه ی اشکم که بلاتکلیف است 
یک نفس مانده به جاری شدنم می لرزد

پِلکِ من می پرد و حادثه ای در راه است 
مُژه بر هم بزنم یا نزنم می لرزد

مُرده باشم, تو صدایم بکنی باور کن 
بند بندِ من و بندِ کفنم می لرزد
دیدگاه ها (۴)

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم، بدنم می لرزدمن نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزدمن نفس می زنم و پیرهنم می لرز...

باز هم از تو نوشتم بدنم می لرزد من نفس می زنم و پیرهنم می لر...

باز هم از تو نوشتم؛ بدنم می‌لرزدبُغض را می‌خورم اما دهنم می‌...

خاکسترم و داغِ تو سوزانده تنم راآتش زده انگار کسی پیرُهنم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط