درد من درد خودم نیست، دلم مال خودم

درد من درد خودم نیست، دلم مال خودم
من فراموش تواَم، وای بر احوال خودم

از پر خستة من، قدرت پرواز مخواه
من چه دادم به تو چون بال، به جز بال خودم

پر زدی اوج گرفتی به فلک همچو عقاب
این منم روی زمین مات بر احوال خودم

من تفأل زده بودم به امید دل تـو
جز فراغت نگرفتم خبر از فال خودم

شمع و پروانه و بلبل همه رویاست ولی
من بسوزم پر خود، باز پر و بال خودم
دیدگاه ها (۱)

بگذار تا بدون تو عمرم هدر شوداین یک دو روزِ مانده هم اینطور ...

پیراهنم را گرگ کنعان پاره کردهدل را غم چاه بیابان پاره کردهم...

نشستم به کنجی به پای دلمو شعری نوشتم برای دلمتمامی پر از عطر...

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنمبه عشق قبلی یک مرد پشت پا ب...

دروغای پشت سرم،مال پشت سرمه!!!خیلیا زیر بال و پر من بزرگ شدن...

بهتر از خورشید روشن میکنی احوال مناوج میگیرم به عشقت هم پر و...

بهتر از خورشید روشن میکنی احوال مناوج میگیرم به عشقت هم پر و...

دوباره یک شب یلدا دوباره قرعه‌ی فالو نیستی که بگویی «الهی از...

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط