خیلی خسته ام دل شکسته ام

خیلی خسته ام دل شکسته ام
از آشنایی که به تازگی غریبگی میکنه
سایه اش رو سرم سنگینی میکنه
چون فقط سایه است خودش نیست
تنها چیزی که ازش برام مونده یه اسمه
ای آشنای غریبه خاطرت هست
آن قسم ها و آن قول ها
روزای رنگی رنگی شبای پرستاره
کنار تو زیر یه سقف در آرامش کامل ...
چه شد که بیگانه شدی
فراری از خانه شدی
من همانم من همانم
که زدی خنجر به قلبم
غریبه میخوانمت زیرا
نمیشناسمت دیگر....
______________________
متن از خودم
دیدگاه ها (۱)

ﺭﻓﺘـــﺎﺭ ﻋﺎﺷﻘـــــﺎﻧﻪ ﻱ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻳـــــﺪ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕــــــــــــ...

شام امشب در کنار پدر و مادر مهربونم

یه صبحانه خوشمزه کنار عزیزانم

دستانت تجسم عشق و نوازش اند…نگاهم که میکنیلبخند که میزنیاز س...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

مرد سایه ها 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط