انتـظارم ، انتظـارم ، انتظارم شـعر بــود

انتـظارم ، انتظـارم ، انتظارم شـعر بــود
عاشقت بودم ،نگفتم ، احتکارم شعر بود
عشق را پنهان نمودم در دل خود روزها
شامِ تارِ روزهای اشکبارم ، شــعر بـود !
می سپارم دل به لبخندت ، قرارِ این غزل
دیر فهمیدم ، قرارِ بی قرارم … شعر بود
خواستم نفیَت کنم،عشقِ تو در دل داشتم
ماه رویم چشمهای داغدارم ، شــعر بود !
آمدی و شعر خوانِ روزهای من شدی
آمدی و از خـزانم تا بهـارم شعر بود !
خواستم کاری کنم ، اما همه بر باد رفت
بعد تو بر سنگ قبرم یادگارم شعر بود !
دیدگاه ها (۱۵)

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خو...

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنستروز ستاره تا سحر تیره ...

خداوندا! نمیدانم ،تو میدانی که انسان بودنمبسیار دشوار است چه...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت اول👇🏻**عنوان: پیوند ناخواسته****پارت ۱: سایه سنگین تقدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط