ای خفته ی غافل

*** ای خفته ی غافل 2 ***

آنگه که شدم زائرِ آرامگهِ یار .
ارکانِ وجودم , همه زیر و زبری شد.
++++++++++++++++++++
مهمان چوشدم چند صباحی به برِ او.
سقّایِ دلم , نیّر شمس و قمری شد.

دیدم که از الطافِ دلارای اِلاهی .
هر ذرّه غبارِ حَرَم اش , تاجِ سری شد.

بر بامِ سرم , خیمه زده مرغِ همایون .
کاینسان قلمم رایتِ فتح و ظفری شد.

این گوهرِ توحید و نبوّتَ و امامت .
ارثیست که از سویِ پدر , برپسری شد.

بر اوجِ شمیم و طنینِ عشق , عظیما .
هرلحظه مرا هدیه ی بس تازه تری شد.

در دفتر سوّم که ملقّب به نسیم است .
طوبایِ دلم , بارِ دگر باروری شد .

ای خفته ی غافل , شبِ یلدا سپری شد.
گلبانگِ اَذان , رهبرِ مرغِ سحری شد .
***********************
( شمیم عشق و طنین عشق و نسیم عشق
نام سه کتابی است که بچاپ رسانده ام.
شاعر = عبدالعظیم عربی از سربندر
و بندر ماهشهر
دیدگاه ها (۱۴)

***** یا علی *****کوفیان ملعون و پَستند .میگسار و بُت پرستند...

( عزیزان : این سروده ام 64 بیتی استکه در 5 قسمت تقدیم میشود....

*** نیشخند دوستان ***گل که باشی , باغبانها دست چین ات میکنن...

( خطاب به خودم ) +++++++++++++...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط