انتخابت را بکن ، با او برو، از من سر َست 

انتخابت را بکن ، با او برو، از من سر َست 
دیدمش لبخند او از ماتمم گیرا ترَست
من خود آزارم وَ میخواهم فقط غمگین شوم 
پس نگو میخواهیَم چون گوش من دیگر کرَست

با ولع میبوسی اش از قصه ات کم میشوم 
پای من میلرزد وُ از غصه ها خم میشوم
من خود آزارم تو را با او تجسّم میکنم

قلب من میسوزد وُ هم بستر غم میشوم
در دلِ خونم به او حق داده ام، سهمش تویی
مهربان با من نشو، کابوس بی رحمم تویی

میروم در گوشه ای ازعشق ِ تو زاری کنم 
باز با تصویر ِتو هرشب خود آزاری کنم
انتخابت را بکن، با او برو، رویای من 
فرصتی دیگر بده، تا من فداکاری کنم.
دیدگاه ها (۱)

انتخابت را بکن با او برو از من سر استدیدمش لبخند او از ماتمم...

انتخابت را بکن ، با او برو، از من سر َست دیدمش لبخند او از م...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط