استاد جذاب من

استاد جذاب من

p3


ا.ت
اونقدری صورتش نزدیکم بود که ضربان قبلشو میشنیدم
کوک: بعد تموم شدن مدرسه پشت مدرسه میبینمت...
و بعد رفت
ا.ت
اونقدری تند تند نفس میزدم که اصن نفهمیدم چی شد*ا.ت رو کوک کراش داره*
...

ا.ت
بدو بدو رفتم تو کلاس و نشستم سر کلاس که دیدم دقیقا پشت سرم ایتاد جئون وارد شد و همه نگاها رو من بود سرمو انداخته بودم پایین و با گونه های سرخ نشستم سرجام
لونا: اهم اهم چی شد خانومی؟
ا.ت: اهههه ساکت هولللل
رونا و لونا زدن زیر خنده
کوک: شششش ساکت این. زنگ ورزشه برید تو رختکن لباساتونو عوض کنید
*ا.ت اندام عالی داره و کوکم عضله ایه*

ا.ت
با رونا و لونا رفتیم تو رختکن و لباسامونو عوض کردیم بعد شروع تمرین باید کل مدرسه دو میزاشتیم استاد جئون هم همش نگاهش روی من بود و باعث میشد خجالت بکشم
کوک
ا.ت اهههه اون اندام لعنتیش خیلی عالیه عصبی بودم برای اینکه بقیه وسرا چشمسون رو ا.ت بود
برای همین تمرین پسرارو سخت تر کردم و دیگه تمرکزشون روی تمرین بود نفس راحتی کشیدم و با علاقه ی بیشتر به ا.ت خیره شدم واییی نمیدونه وقتی خجالت میکشه چقدر کیوت میشه
*نیم ساعت بعد*
کوک: بچه ها تایم تمومه میتونید برید

...
ا.ت
بالاخره تمامی کلاسا تموم شد نفس راحتی کشیدم و با بچه ها رفتیم ی خورده استراحت کردیم و اب خوردیم و حرف زدیم بعد 15 مین خداحافظی بعد رفتن لونا و رونا اروم اروم رفتم پشت مدرسه سرم سمت در حیاط بود که کسی نیاد همینطور جلو میرفتم و جلومو نمیدیدم که خوردم به ی نفر وقتی برگشتم دیدم استاد جئونه

...
ا.ت: اسس.. استاد ببخشیددد*معذرت خواهی پشت سر هم*
کوک: اووو اشکالی نداره اروم باش کافیه *خنده*
کوک
حالا زمان این بود که کادو رو بهش بدم
کوک: اهم اهم خب وقتشه کادو رو بهت بدم
ا.ت
کنجکاو منتظر بودم تا ببینم چیه که دیدم ی جعبه کوچیک قرمزه با کنجکاوی از دستش گرفتمو شروع کردم به باز کردنش دیدم که...
دیدگاه ها (۲۱)

استاد جذاب منp6ا.تدیدم کوک خوابش برده اونقدری کیوت خوابیده ب...

استاد جذاب من p8اخرا.تچندیدن ساعت منتظر کوک بودم ولی نیومد گ...

استاد جذاب من p2و بعد سریع رفتم سر جام نشستم و با بچه حرف می...

استاد جذاب منp1سن کوک: 29ا.ت: 18ا.تصبح با صدای آلارم گوشیم ا...

طراح عشق

part 9

"سرنوشت " p,54...که میگفت ...ا/ت : دوست دارم .... اقا دیوه ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط