از خواب بر می خیزم

از خواب بر می خیزم
خدا به یادم می آید
صدای نسیم را می شنوم
خدا موسیقی می نوازد
آب و رنگ دشت را می بینم
خدا نقاشی می آموزد
بوی خوش گل ها را حس می کنم
خدا عطر می سازد
انسانها را دوست می دارم
خدا عشق می آفریند
وفای یار می بینم
خدا صفا می آرد
گاه شهری می نویسم
خدا در آن موج می زند
ندای مرگ را می شنوم
خدا بندگانش را می خواند
و سرانجام به خواب می روم
و در خواب نیز خدا تنهایم نمی گذارد ....
دیدگاه ها (۱)

قدم نزن در خاطراتماینجا هوا ابری استمی ترسم باران بگیردتوخیس...

سلام ، صبح زیبایتان، سرشارازهرچه خوبیست. بهترینها زیبنده شم...

سلام ، امروز روز توست..,لبخند بزن:) صبح زیبای شما بخیر... ...

پیامبر اکرم(ص) :در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به س...

من پلاکی از فکه برگشته ام. با سابقه سالها حضور در زیر خاک. ب...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست‌. تکه نانی دارم ، خرده هوشی‌، س...

شبهای خاموش مادرم!اهل کاشانم.روزگارم بد نیست‌.تکه نانی دارم ...

بسم الله الرحمن الرحیم پیام تبریک به مناسبت فرا رسیدن عید سع...

به افکارت عادت نکن...مغزی که باورهای ما را می سازد باورهایی ...

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

بهروز سپیدنامه

اهل کاشانم روزگارم بد نیستتکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط