با عجله راه می رفتم

با عجله راه می رفتم،
که محکم به چیزی خوردم!
"آدم" بود...

منتظر بودم پرخاش کند،
لبخندی زد و رفت!

به گمانم "انسان بود"...
دیدگاه ها (۱)

می خواستم کمی فقط کمی دوستت داشته باشم از دستم در رفت عاشقت ...

خوبه که تحت هر شرایط جایگاه خودمونرو حفظ کنیم. بهتره، نه؟

.قلبت راآنقدر از عاطفه لبریز کن،که اگر روزیافتاد و شکست...هم...

میگویند؛" باور هر چیزیاز آن یک اتفاق میسازد" من تو را باور د...

part4

پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط