می‌خواهم

می‌خواهم
یڪ دڸ‌سیر
زندڪَی ڪنم

تو نرم‌نرم
نـــــڪَاهم ڪڹ
مڹ برایت می‌میرم
دیدگاه ها (۱)

تمام شهراز بس عاشـــــقی کردند قهارند …من اما ...هنوز ناشیان...

چشم وا کردم و دیدمڪ خدایم" تـــــو " شدیدفتر پر غزل خاطره ها...

:من تو را به هر زبانی که ترجمه کردمعشق شدی

آمــــدی، با عطــر و بوی اطلسیجز تو من،دیگر نمیخواهم کسیاز خ...

دوست من ...سخاوتت را دوست دارم...مثڸ #آفتاب مي ماني،گرمي، ...

موسیقی

یڪ آسمان علاقہرا نذر چشمانت مے‌ڪنم‌تا بدانےپر از دوست ‌داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط