کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم

کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم

سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم

التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم

دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟

ای عسل چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم...
دیدگاه ها (۹)

منقلب بودموتوضربان !دیگرخسته شده ام ازتاپ تاپ کردنت دیگرقابت...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

قلب من وقتی که هستی تمامش مال تو...هرچه دارم غیرتنهایی تمامش...

چشمهای من.. غمگین ترین اسطوره ی تنهایی اند و چشمهای تو بسان ...

پارت سیزدهم *ژنرال درحالی که تازه بیدارشده بود به دور ور نگا...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط