مافیای من
مافیای من
Part 37
با این حرفش غذا تو گلوم پرید و به سرفه افتادم که هان یکم برام از پارچ روی میز آب ریخت و داد دستم
☆حالت خوبه
+اره
تا خواستم چیزی بگم لینو زودتر پیش قدم شد
_ فقط دیشب کاری رو کردیم که باید همون شب اول ازدواجمون میکردیم
+یااااا لی مینهو ببند همسر عزیزم
_باشه قشنگم
☆خجالت نکشین منو دایون هم امتحانش کردیم
*هان راست میگه
_من که خجالت نمیکشم اونی که خجالت میکشه یجیه
+یه نون تست از داخل ظرف وسط میز غذا خوری برداشتمو کردم داخل دهن لینو
+بهت گفتم خفه ش و عشقم
که سکوت رو تا تموم شدن صبحانه ترجیح داد
ویو لینو
۶روز میشد که اینجا بودیم فردا قرار بود برگردیم سئول
شاممونو خوردیمو هان و دایون رفتن توی اتاق خودشون من و یجی هم رفتیم اتاق خودمون
_من میرم دوش بگیرم
+باشه برو
.
.
.
_یجی
+بله
_میشه حوله ی منو بدی
+الان میارم
ویو یجی
همینطور داشتم توی اینستا میچرخیدم که لینو از خواست حولشو براش ببرم وقتی در حمومو زدم یکم لای درو باز کرد ولی به جای حوله مچ دست منو گرفت و کشوند داخل حموم منو بین خودشو و دیوار های حموم زندانی کرد و بازم توی اون شرایط سخت قرار گرفتم...... اره همونی که فکرشو میکنین، بدن لخت لینو نمیدونم چرا نمیتونم به بدنش عادت کنم😑😑😑😑
+لی... لینو
_هوم؟
+میشه بزاری برم؟
_نه نظرت درباره ی یه سنگ، کاغذ، قیچی چیه؟
+سنگ، کاغذ، قیچی؟
_اره، سه بار بازی میکنیم هرکی که باخت باید خواسته ی برنده رو انجام بده
+باشه
+سه بار پشت سر هم بازی کردیم و بدون هیج معطلی لینو برنده شد
_خب فکر کنم باید خواسته ی منو انجام بدی بیبی
+خوا.. خواستت چیه؟
_بیا باهم حموم کنیم
+حموم؟
_اره
+باشه، مگه چاره ی دیگه ای هم دارم؟
_نه نداری
لباسامو در اوردمو رفتم پیش لینو
+بودن کنار تو بهم حس خوبی میده لینو
_واقعا؟
+اره
_پس بیا درصد این حس رو بیشتر کنیم بیبی
(فکر بد نکنین😑🙄 لینو بعد از زدن حرفش یجی رو کاملا خیس کرد و یکم باهم آب بازی کردنو رفتن لالا)
ویو یجی
صبح که بیدار شدم لینو کنارم نبود گلوم بیش از حد درد میکرد فکر کنم که سرما خوردم چون دیشب هرچی که لینو بهم گفت که برم موهامو خشک کنم حرف گوشش نکردم
رفتم پایین که دایون و هان چمدوناشون رو بسته بودن
☆صبح بخیر
*صبح بخیر
+صبح شماهم بخیر
_اوه عزیزم بیدار شدی؟
+اره
_چرا صدات گرفته؟
+فکر کنم سرما خوردم
_دیشب بهت گفتم موهاتو خشک کن گوش نکردی ببین رنگت هم پریده
_صبر کن برات یه دمنوش درست کنم
+ دمنوش نمیخوام کی میریم خونه؟
_هروقت وسایلاتو جمع کنی میریم
+باشه پس من میرم وسایلامو جمع کنم
_باشه برو
Part 37
با این حرفش غذا تو گلوم پرید و به سرفه افتادم که هان یکم برام از پارچ روی میز آب ریخت و داد دستم
☆حالت خوبه
+اره
تا خواستم چیزی بگم لینو زودتر پیش قدم شد
_ فقط دیشب کاری رو کردیم که باید همون شب اول ازدواجمون میکردیم
+یااااا لی مینهو ببند همسر عزیزم
_باشه قشنگم
☆خجالت نکشین منو دایون هم امتحانش کردیم
*هان راست میگه
_من که خجالت نمیکشم اونی که خجالت میکشه یجیه
+یه نون تست از داخل ظرف وسط میز غذا خوری برداشتمو کردم داخل دهن لینو
+بهت گفتم خفه ش و عشقم
که سکوت رو تا تموم شدن صبحانه ترجیح داد
ویو لینو
۶روز میشد که اینجا بودیم فردا قرار بود برگردیم سئول
شاممونو خوردیمو هان و دایون رفتن توی اتاق خودشون من و یجی هم رفتیم اتاق خودمون
_من میرم دوش بگیرم
+باشه برو
.
.
.
_یجی
+بله
_میشه حوله ی منو بدی
+الان میارم
ویو یجی
همینطور داشتم توی اینستا میچرخیدم که لینو از خواست حولشو براش ببرم وقتی در حمومو زدم یکم لای درو باز کرد ولی به جای حوله مچ دست منو گرفت و کشوند داخل حموم منو بین خودشو و دیوار های حموم زندانی کرد و بازم توی اون شرایط سخت قرار گرفتم...... اره همونی که فکرشو میکنین، بدن لخت لینو نمیدونم چرا نمیتونم به بدنش عادت کنم😑😑😑😑
+لی... لینو
_هوم؟
+میشه بزاری برم؟
_نه نظرت درباره ی یه سنگ، کاغذ، قیچی چیه؟
+سنگ، کاغذ، قیچی؟
_اره، سه بار بازی میکنیم هرکی که باخت باید خواسته ی برنده رو انجام بده
+باشه
+سه بار پشت سر هم بازی کردیم و بدون هیج معطلی لینو برنده شد
_خب فکر کنم باید خواسته ی منو انجام بدی بیبی
+خوا.. خواستت چیه؟
_بیا باهم حموم کنیم
+حموم؟
_اره
+باشه، مگه چاره ی دیگه ای هم دارم؟
_نه نداری
لباسامو در اوردمو رفتم پیش لینو
+بودن کنار تو بهم حس خوبی میده لینو
_واقعا؟
+اره
_پس بیا درصد این حس رو بیشتر کنیم بیبی
(فکر بد نکنین😑🙄 لینو بعد از زدن حرفش یجی رو کاملا خیس کرد و یکم باهم آب بازی کردنو رفتن لالا)
ویو یجی
صبح که بیدار شدم لینو کنارم نبود گلوم بیش از حد درد میکرد فکر کنم که سرما خوردم چون دیشب هرچی که لینو بهم گفت که برم موهامو خشک کنم حرف گوشش نکردم
رفتم پایین که دایون و هان چمدوناشون رو بسته بودن
☆صبح بخیر
*صبح بخیر
+صبح شماهم بخیر
_اوه عزیزم بیدار شدی؟
+اره
_چرا صدات گرفته؟
+فکر کنم سرما خوردم
_دیشب بهت گفتم موهاتو خشک کن گوش نکردی ببین رنگت هم پریده
_صبر کن برات یه دمنوش درست کنم
+ دمنوش نمیخوام کی میریم خونه؟
_هروقت وسایلاتو جمع کنی میریم
+باشه پس من میرم وسایلامو جمع کنم
_باشه برو
- ۶.۳k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط