تـا لـب مـن

تـا لـب مـن
خاکبــوس کوی «تُــست»
هر دم از لب ،
بـوی جـان می‌آیدم...!
خاقانی
دیدگاه ها (۳)

می توانستم فراموشت کنم، اما نشدزندگی یعنی همین: جبری به نام ...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

تا بوی زلف یار در آبادی من استهر لب که خنده ای کند از شادی م...

خدا جان یار من توی می کننده تویبه رسم عاشقی روی می کننده روی...

اونجا که خاقانی میگه:بوس از تو و جان از من، بازار چنین خوش‌ت...

Attar-050525

یار من آهنگر است زخم زبان می زندگاه به آب گاه به آتیش گاه به...

هرکه به‌من می‌رسد، بوی قفس می‌دهدجز تو که پر می‌دهی، تا بپرا...

ای جان 😍 نشستن دم در تا صاحبش بیاد داخل 😍😍😍😍

سلام ..ببخشید من دیروز رمان رو نذاشتم...بجاش....امروز دو تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط