آدم که دیوار نیست که هر روزش

آدم که دیوار نیست که هر روزش
با جایِ خالیِ کسی پُر شود و دَم نزند ...
رهایش که کنی از حدش که بگذرد
صدایی که نباشد
گوشی که نشنود
چشمی که نبیند
آغوشی که نباشد، تمام می شود ...
ساده و آرام دستِ دلش را می گیرد
و تا تَـهِ دنیا دردهایش را
قدم می زند ....
دیدگاه ها (۷۷)

یادمان نرود که محبت، تجارت نیستچُرتکه نیندازیم که من چه کردم...

محبت تنها چیزیست ڪہ با بخشیدن زیادتر می‌شودهمیشہ لازم نیستچی...

هر آنچه در این عالم اتفاق می افتدچه حکمت آن را دریابید یا نه...

خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

🖤 پارت ۱۸ | «اتاق خالی»صدای قدم‌ها از طبقه بالا می‌آمد.کوک ج...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

The Joke That Broke Us

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

White Lotus | Part 23سه روز بعد...سوآ هنوز خارج از کره بود.ب...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط