من می روم...و کلید این #خانه ی دلگیر را،

من می روم...و کلید این #خانه ی دلگیر را،
زیر هیچ#گلدانی نخواهم گذاشت!
دلتنگ که شدی،
آمدی نبودم،
نگرد!
باران،
هرگز شبیه آنچه بود،
به آسمان بر نمی گردد...
دیدگاه ها (۱)

#خانه پدربزرگ را دوست داشتمظهر که می شد بوی غذا تمام اتاق را...

#برنگرد..،من دیگر خودم نیستم،همانطور که تو خودت نیستیهمانطور...

دیشب باران قرار با#پنجره داشتروبوسی آبدار با پنجره داشت..یکر...

#خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثے کردرهگذر...

بسلام بچه ها شرمنده من سری قبل دستم خورد قطع شد و باور کنید ...

ما همه فرعون هستیم مصرهای ما کوچک و بزرگ می شود حالا من در ح...

پدرم دوستی داشت که بهش می گفتند ممد سرگردانمی گفتند آن قدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط