رفتنت را ،

رفتنت را ،
هر شب در ذهنم مرور میکنم ...
روی دور‌ِ آهسته اما
با دقت
با جزئیات ...
مثلاً زوم میکنم روی چشمانت ،
میبینم اثری از رفتن نیست ...
دستانت را بازبینی میکنم ،
میبینم دو دستی بازویم را چسبیدی ...

پاهایت اما
پایان ماجراست !
دیدگاه ها (۱)

اگر وقت نداری حالم را بپرسی، درکت می کنم ؛اگر وقت نداری با م...

از دست های من ...! جز این ، ثمری نیست .... گاه...

می‌دانم نمی‌دانیچقدر دوستت دارمو چقدر این دوست داشتن همه چیز...

#فقط تورا دوست دارم... #تورا در اول شعرهایم می آورم...همیشه....

احتمالا زیاد نباشم ولی خب این پارت اول زندگی آکاری هست.(دوبا...

🌙سقوط هانتریکس باران شدیدی روی شهر سئول میبارید.نور های نئون...

پارت ۱۱ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط