(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹⁶

مرد بتا : هوی زنیکه هرزه فک کردی حالا که جفتمی میزارم بم خیانت کنی و بری زیر هرخری خواستی ؟
دختر امگا با صدای لرزونی گفت : ولم کن عوضی تو مستی بم تجاوز کردی حالام داری کتکم میزنی چی از جونم میخوای از وقتی جفتت شدم یه بند کتک خوردم تحقیر شدم آزار دیدم تنهام بزاااار
با این حرف بتا مرد بتا توی صورت دختر غرید و گفت : به چه جرئتی انقد زبون درازی میکنی دختره ی خراب؟
و دستشو آورد بالا که دختر و کتک بزنه که ناخوداگاه به دست
جیمین چنگ زدمو گفتم‌ : کمکش کننن
و دستامو ناخوداگاه رو چشام گذاشتم منتظر صدای جیغ یا گریه ی دختر بودم اما با گذشت دو سه ثانیه ای هیچ صدایی نیومد
با ترس و کمی بهت دستمو از روی چشمم ورداشتم که دیدم دست مرد توی دست قوی جیمین قفل شده
جیمین بین مرد و دختر ایستاده و با خشم شدید و چشمای ترسناکی به اون مرد زل زده
جیمین : جرئت داری انگشتتو بهش بزن تا همینجا دستتو خورد کنم انقد اشغالی که برای نشون دادن قدرت نداشتت روی ضعیف تر از خودت دست بلند میکنی؟ تو منزجر کننده ای
مرد موهای دخترو ول کردو دختر سریعا ازش کمی دور شد ؛ مرد بتا سعی کرد با دست آزادش دستشو از توی دست جیمین دربیاره و
همزمان گفت : به تو چه ربطی داره من با جفتم چطور رفتار میکنم الفای عوضی؟ اگه یه سوراخ میخوای فقط باید بری همون دختری که کنارت نشسته بود نه جفت من
با این حرف بتا رنگ چشمای جیمین یهو از خاکستری به نقره ای تغییر رنگ داد و رایحه سنگین شدش نشون از حضور کامل گرگ خون خالص میداد دست دیگه ی جیمین زیر گلوی بتا حلقه شد و با همون یه دست مردو توی هوا بلند کرد؛ مرد که داشت رو به خفگی میرفت پاهاشو توی هوا تکون میداد و باهر دو دستش به ساعد بازوی اروین چنگ مینداخت که جیمین بیشتر گلوشو فشار داد و با لحن الفایی که حتی باعث زانو زدن
اون دختر امگا شد غرید : چه زری زدی؟ چی به امگای من گفتی؟ مطمئنم خیلی مشتاق مرگی حرومزاده پس بهش میرسونمت
مرد‌که دیگه جونی براش نمونده بود با هزار زحمت فقط کلمه رو زیر لب زمزمه کرد : ب..ببخشید
اگه اینطوری پیش میرفت جیمین قطعا اون عوضیو میکشت پس سعی کردم گرگشو اروم کنم
-الفا بسه... خواهش میکنم من میترسما
با شنیدن صدای من و روح محافظه گر جیمین و خصوصا روح گرگش سریعا نگاهش روی من چرخید که نگاهمو
ملتمس کردم و به چشمای نقره ایش که مثل ماه میدرخشیدن زل زدم که دستشو شل کرد و مرد مثل ژله له شده از توی دستش به روی زمین افتاد و با پلکی که جیمین
زد دوباره رنگ چشماش خاکستری تیره بود بی هیچ حرفی دستاشو توی جیبش فرو برد و در خنثی ترین حالت ممکن رو به مرد بتایی که جلوی پای جیمین زانو زده بود و شدیدا
سرفه میکرد و میخواست نفسشو برگردونه و گفت:
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁷گفت : این بار ...

ادامه پارت ۱۷فاکس : یه قاچاقچی اسلحه از بازار سیاه به اسلحه ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁵بعد ده دقیقه ج...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩part ¹⁴محض رضای خدا فا...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط