نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛

نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛
مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت :
گاهی یادم می رود که، هستی؛
کاش بیشتر نسیم بوزد …
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خوب است که پاسخ را به س...

‏🐶‏[۰۱:۰۷ به وقت کره]دارید آلبوم رو تا ته گوش می‌دید؟!من اخی...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪مرد قدمی جلو آمد.ات با تعج...

پاییز که می‌آید، انگار همه‌چیز دوباره از نو معنا می‌گیرد.برگ...

عاشقانه های شبنم

#خدایا_شکرت #خدایاشکرت #خدا #زندگی#خداباوری #رستگاری#تکست #ا...

𝖕𝖆𝖗𝖙8ساعت یازده بود.لیسا در کتابخانه بود. کتاب‌ها را مرتب می...

✨﷽✨✨وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ✨به خدا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط