𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌خوان باهامون آشنا بشن 𓆩 🖤🤍 𓆪

𓂃🖤 نامجون 🖤𓂃
تصادفی از کنارت رد می‌شد که برای چند لحظه نگاهش روی تو موند.
یه لبخند آروم زد و برگشت سمتت.

— ببخشید... فکر کنم قبلاً ندیدمتون.
کمی مکث کرد و گفت:
— اگه اشکالی نداره، می‌تونیم با هم آشنا بشیم؟

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 جین 🖤𓂃
همین که تو رو می‌دید، چند ثانیه با تعجب نگاهت می‌کرد و بعد لبخند می‌زد.

— وای... چه تصادف جالبی!
بعد با شوخی می‌گفت:
— حالا که اینجوری همدیگه رو دیدیم، حیفه بدون آشنایی از کنار هم رد بشیم، نه؟

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 یونگی 🖤𓂃
اول فقط یه نگاه کوتاه بهت می‌انداخت و رد می‌شد...
اما چند قدم بعد دوباره برمی‌گشت.

— هی...

وقتی برمی‌گشتی سمتش، آروم می‌پرسید:

— اسمت چیه؟

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 هوپ 🖤𓂃
همین که چشمش بهت می‌افتاد، با یه لبخند بزرگ نزدیک می‌شد.

— سلام! ببخشید، یه لحظه!
بعد خنده‌ای می‌کرد و می‌گفت:

— نمی‌دونم چرا، ولی حس کردم باید بیام سلام کنم!

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 جیمین 🖤𓂃
با یه لبخند کوچیک نزدیکت می‌شد.

— سلام... ببخشید که یهویی مزاحم شدم.
کمی خجالت می‌کشید و ادامه می‌داد:

— فقط... دوست داشتم باهات آشنا بشم.

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 تهیونگ 🖤𓂃
از روبه‌رو می‌اومد که ناگهان نگاهتون به هم می‌افتاد.
چند لحظه مکث می‌کرد و بعد سمتت می‌اومد.

— ببخشید...

بعد با یه لبخند آروم می‌گفت:

— من تهیونگم... می‌تونیم با هم آشنا بشیم؟

𓆩🤍𓆪

𓂃🖤 جونگکوک 🖤𓂃
از کنارت رد می‌شد، اما چند قدم بعد برمی‌گشت.

— ببخشید!

وقتی برمی‌گشتی سمتش، کمی دستپاچه می‌شد.

— من... فقط می‌خواستم بدونم اسمت چیه.

بعد یه لبخند کوچیک می‌زد:

— چون حس کردم اگه الان نرم و سلام نکنم، بعداً پشیمون می‌شم.

𓆩🖤 계속됩니다... 𐙚𓆪
𓂃 𐙚 𝑩𝑻𝑺 𐙚 𓂃
دیدگاه ها (۴)

مــــــاریــــــآ

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓هانا دختری آرام و مهربان بود.برخلاف ی...

𓆩 𝑼𝒕𝒂𝒉𝒊𝒎𝒆 𓆪سلام سلام~ من اوتاهیمه‌ام! 🎀🌙بالاخره تصمیم گرفتم ...

قابل پرستیدن

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط