حکایت زندگی ماشده مثل دکمه ی پیراهن

حکایت زندگی ماشده مثل دکمه ی پیراهن
اولی روکه اشتباه بستی
تا آخرش اشتباه میری
بدبختی اینه که
زمانی به اشتباهت پی میبری
که رسیدی به اخرش
دیدگاه ها (۱۱)

من عاشق توام دیگر اقرار میخواهد مگر...

دیدی آخرمادرم هم فهمید...

دل نبند....!پایانقصه ی دلبستـــــ❤ ️ـــــگیآغاز زمیـــــ💔 ـن...

دکـــتـــرمـــ...ـــدیـــوانـــهـــ شـــد...ـــوقـــتـــیـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط