✍ثروتمندزاده اى در كنار قبر پدرش نشسته

✍ثروتمندزاده اى در كنار قبر پدرش نشسته
بود و در كنار او فقیرزاده اى كه او هم
در كنار قبر پدرش بود.

ثروتمندزاده با فقیرزاده مناظره مى كرد
و مى گفت: صندوق گور پدرم سنگى
است و نوشته روى سنگ رنگین است.

مقبره اش از سنگ مرمر فرش شده و در
میان قبر، خشت فیروزه به كار رفته است،
ولى قبر پدر تو از مقدارى خشت خام و
مشتى خاك، درست شده، این كجا و آن كجا؟

فقیرزاده در پاسخ گفت:
تا پدرت از زیر آن سنگ هاى سنگین
بجنبد، پدر من به بهشت رسیده
دیدگاه ها (۳)

‏کوتاهترین عاشقانه های یک زنهمین یک سوال است:" برایت چای بری...

تشنه‌ام،که به تو #وصل شوم.از «تو» #راه را میخواهم؛«مِنْکَ».....

⛔️مراقـــب باشيم .... صــدايمان ديــوار صوتي قلبـــي را نشکن...

⭕️ #اعمال_روز_عرفه🔶روز نهم ذیحجه #روز_عرفه و از اعیاد عظیمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط