29 سپتامبر ۱۹۷۸ « مری وینسنت » ۱۵ ساله برای رفتن به خونه

29 سپتامبر ۱۹۷۸ « مری وینسنت » ۱۵ ساله برای رفتن به خونه پدربزرگش کنار جاده ایستاد تا ماشین پیدا بشه و سوارش شه
یه ماشینی میاد که راننده اش این پیرمرد « لارنس سینکلتون » بود ، چون چهره مهربونی داشت و گفت باهاش هم مسیره مری هم سوار شد ، مری در طول مسیر به خواب میره و این پیرمرد اون رو به بیابون های اطراف می‌بره و بین شش تا هشت بار به اون دختر تجاوز کرد و بعد با یک تبر هر دو دست مری رو از آرنج قطع کرد.بعد مری رو برهنه و غرق خون از یک صخره به پایین انداخت تا بمیره.
یه زوج جوونی دست قضا مری رو میبینن و اونو به بیمارستان میبرن، مری چهره مرد رو برای مامور ها توصیف می‌کنه و عکسش توی تلویزیون پخش میشه .همسایه لارنس فورا اون رو شناخت و با پلیس تماس گرفت.لارنس هم دستگیر شد. لارنس به چهارده سال حبس محکوم شد اما بعد از هشت سال به دلیل رفتار خوب آزاد شد!در سال ۱۹۹۷ لارنس یک کارگر جنسی رو به خونه ش دعوت کرد و اون زن رو به قتل رسوند.همسایه ها که صدای جیغ زن رو شنیده بودن با پلیس تماس گرفتند و لارنس رو دستگیر کردند.لارنس به اعدام محکوم شد اما چهار سال بعد قبل از اجرای حکم در اثر سرطان فوت کرد
دیدگاه ها (۲)

فلوید و وایولت دو عاشق واقعی بودند.بعد از ۶۷ سال زندگى مشترك...

آهنگ عنافی🗿

پویسون

نابیناها:☠️

شاید ازدواجی از روی اجبار بود؛شاید دختر ۳ ساله از خون خودش ن...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۷گلوله به دیوار کنار سر جونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط