کوکپسر داییت
#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏
کوک:پسر داییت؟
آنالی:آهوم.
کوک:مگه کارش چیه؟
آنالی:چون دوتا شرکت داره مامان و بابام هم کلی بخواطر پول حرص میزدن میخواستن من با اون ازدواج کنم که راحت از من پول بگیرن.
کوک: میدونی همه بهم میگن که قاتلم ولی زندگی کلی آدم رو نجات میدم.
آنالی: چطور؟
کوک:بچه هایی که پدر و مادرشون اذیتشون میکنن رو میذارم پیش خانواده هایی که بتونن درست از اونا مراقبت کنن و بعد پدرو مادر واقعی شون رو میکشم.
چون خودم نتونستم با خوانوادم یه زندگی خوب داشته باشم حداقل بقیه بتونن اینطور باشن.
آنالی: آها
زندگیت پیش اون خانواده ایت که به سرپرستی گرفته بودنت چطور بود؟
کوک:معتاد بودن مجبور بودم هرروز کلی کارکنم و پول در بیارم و با پول براشون مواد بخرم چون اگه این کارو نمیکردم مث سگ میزدنم.
آنالی:چقدر بد.
کوک:هوم خب بیا بریم غذا بخوریم.
آنالی: باشه
باهم از اتاق بیرون اومدیم که از آشپزخونه صدای جیغ اومد.
با کوک رفتم توی آشپزخونه که دیدم آجوما داره ملین رو تنبیه میکنه.
آجوما:خانم بهتره اینجا نیاین دارم این دختره هرزه رو تنبیه میکنم.
آنالی: عا باشه
از آشپزخونه زدم بیرون.
آنالی:چرا اینطوری داره تنبیهش میکنه؟
کوک:چون یکی از مقررات عمارت رو زیر پا گذاشته بود.
آنالی: مقرارت؟
کوک:آره
حتی تو هم نباید اونا رو زیر پا بذاری وگرنه تنبیه میشی.
آنالی:من که مقررات رو نمیدونم.
کوک:بیا بریم روی میز شام بشینیم بهت میگم.
ادامه دارد...............∆
𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟏
کوک:پسر داییت؟
آنالی:آهوم.
کوک:مگه کارش چیه؟
آنالی:چون دوتا شرکت داره مامان و بابام هم کلی بخواطر پول حرص میزدن میخواستن من با اون ازدواج کنم که راحت از من پول بگیرن.
کوک: میدونی همه بهم میگن که قاتلم ولی زندگی کلی آدم رو نجات میدم.
آنالی: چطور؟
کوک:بچه هایی که پدر و مادرشون اذیتشون میکنن رو میذارم پیش خانواده هایی که بتونن درست از اونا مراقبت کنن و بعد پدرو مادر واقعی شون رو میکشم.
چون خودم نتونستم با خوانوادم یه زندگی خوب داشته باشم حداقل بقیه بتونن اینطور باشن.
آنالی: آها
زندگیت پیش اون خانواده ایت که به سرپرستی گرفته بودنت چطور بود؟
کوک:معتاد بودن مجبور بودم هرروز کلی کارکنم و پول در بیارم و با پول براشون مواد بخرم چون اگه این کارو نمیکردم مث سگ میزدنم.
آنالی:چقدر بد.
کوک:هوم خب بیا بریم غذا بخوریم.
آنالی: باشه
باهم از اتاق بیرون اومدیم که از آشپزخونه صدای جیغ اومد.
با کوک رفتم توی آشپزخونه که دیدم آجوما داره ملین رو تنبیه میکنه.
آجوما:خانم بهتره اینجا نیاین دارم این دختره هرزه رو تنبیه میکنم.
آنالی: عا باشه
از آشپزخونه زدم بیرون.
آنالی:چرا اینطوری داره تنبیهش میکنه؟
کوک:چون یکی از مقررات عمارت رو زیر پا گذاشته بود.
آنالی: مقرارت؟
کوک:آره
حتی تو هم نباید اونا رو زیر پا بذاری وگرنه تنبیه میشی.
آنالی:من که مقررات رو نمیدونم.
کوک:بیا بریم روی میز شام بشینیم بهت میگم.
ادامه دارد...............∆
- ۸.۱k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط