ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از تست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو غم از تو مستی از تست
به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرمگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است اما نوشداروست
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که هنگام درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی است
وگر عمرم به ناکامی سرآید
ترا دارم که مرگم زندگی است
کانال.جدید.عاشقانه.های.منو.تو.در.تلگرام
https://t.me/monlightyy/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۳)

سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟.......افتادم و بر خاک رس...

آمدنـت را یـادم نیســـت بیصـــدا آمـــدی بی آنک...

ردِ پاے‌تو از این فاصلہ پیداست هنوزنقش اسم‌تو در این ‌سینہ ه...

اگر دلیل دوستی هاصرفا دانش آدم ها باشدکتاب ها بهترین دوست در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط