part

part14


_آهـــــ!
بدن امگا میلرزید و کام شیری رنگ از سر عضوش چکه میکرد. تنش کشش
نداشت؛ اما خودش بیشتر میخواست!
_آ-آلفا... داخلم- داخلم رو با کامت... پر کن!
مرد آلفا روی تن ظریفش خیمه زد و باز هم بدون برداشتن دستش از روی
صورت جونگکوک، مشغول مکیدن لبهای شیرینش شد. با زبونش، زبون
پسرک رو به بازی گرفت و با صدای گرفته و آلفاییش زمزمه کرد:
_اگر کامم رو بدم بهت، حق نداری حتی یه قطرهاش رو هم بیرون بریزی! در
غیر این صورت تنبیهت میکنم پسر کوچولو!
_دا-داخلم بیا... آه... پ-پرم کن آلفا!
مرد آلفا همزمان با تنگ شدن دیوارههای پسرک دور عضوش، متوجه بزرگ
شدن سر عضو خودش هم شد. چه انتظاری داشت وقتی گرگش بهش غالب
شده بود و جفتش رو میخواست، بتونه جلوش رو بگیره؟
دیدگاه ها (۰)

part15با نالهی بم و مردونهای درون پسرک کام شد و جونگکوک که ک...

part13جونگکوک با عجز نالید و باسن گردش رو جلوتر داد تا از ضر...

part12 e _ح-حرکت کن، آلفا... میخوام- میخوام حست کنم... آلفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط