فردي چند گردو به بهلول دادو گفت:بشکن و بخور و براي من دعا
فردي چند گردو به بهلول دادو گفت:بشکن و بخور و براي من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست ولي دعا نکرد.
آن مرد گفت:گردوها را مي خوري نوش جان،ولي من صداي دعاي تو را
نشنيدم!
بهلول گفت:مطمئن باش اگر در راه خدا داده اي خدا خودش صداي شکستن
گردوها را شنيده است!
بهلول گردوها را شکست ولي دعا نکرد.
آن مرد گفت:گردوها را مي خوري نوش جان،ولي من صداي دعاي تو را
نشنيدم!
بهلول گفت:مطمئن باش اگر در راه خدا داده اي خدا خودش صداي شکستن
گردوها را شنيده است!
- ۲۷۶
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط