پارت

پارت ۴
.
امروز از سر کار رفتم دم خونه ی یورون.

ات:یورون در رو باز کن

باز نکرد دوباره خودم رفتم تو .

دیدم با یه دخترس و دختر لباس یورون رو در آورده و داره لمسش میکنه یورون هم دختررو بوس میکنه‌.

باورم نمیشه.

اون به من خیانت کرد وقتی دید من رفتم عم دنبالم نیومد .

از اونجا ازش نفرت گرفتم و عشقم تبدیل شد به نفرت.


ادامه دارد....‌.‌
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ ( آخر )من ازش نفرت گرفتمدیگه نمیخواستم ببینمش.ندیدمش ...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

پارت ۳یورون هر روز بیشتر به دلم می‌نشست.من افکار پلیدی داشتم...

پارت ۲از وقتی اون پسر رو دیدم عاشقش شدم چون هم خوشگل بود و ه...

وحشی پارت 27 (پارت اخر) 30 مین بعد تهیونگ: خونه رو تحویل داد...

#دوراهی                                  پارت . 5 .بودن در ا...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط