فریادِ تو می کُشد مرا پنهانی
فریادِ تو می کُشد مرا پنهانی
از آتش تن سوزِ تنم چون دانی؟
آنروز که در بادِ خزان می رفتی
کس را نشنیده شُعله ام می رانی
در خرمنِ صدپاره ی تن سوخته ام
تا کی به برِ مُرده رجز می خوانی
افتاده و بر گردِ تنم حیرانم
بر سازِ توأم ، بزن بزن ای جانی
از آتش تن سوزِ تنم چون دانی؟
آنروز که در بادِ خزان می رفتی
کس را نشنیده شُعله ام می رانی
در خرمنِ صدپاره ی تن سوخته ام
تا کی به برِ مُرده رجز می خوانی
افتاده و بر گردِ تنم حیرانم
بر سازِ توأم ، بزن بزن ای جانی
- ۴.۰k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط