کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز ؛
خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
کاش چون پاییز بودم ‌
فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

بگذارید آدم هاهرچقد دلشان میخواهند بچگی کنند. . آنقدر آن چشم...

زنانی که دلبرانگی ، شادی ،رقص و مهربانی را توامان بلدند شاد...

سرمو به شیشه اتوبوس تکیه دادم و زل زدم به خیابونایی که تند و...

یک نفر باید باشد خیالت را از بودن روزهای بد راحت کندآنقدر که...

* کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست چیست عشق و کیست مرد ...

Does it hurt؟p³🍷فلش بک"_"و با یک صدای دپ و بم مردانه که با ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط