بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زند
بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش نه
اون تو بچگی پدرشو از دست داد و از اون موقع روی واقعی مادرش رو شد مادر کتکش میزد تحقیرش میکرد ازش استفاده میکرد همچنان این پسر یه خواهر هم داره که خواهرش ازش بزرگ تره خواهره داشت به ثروت زیادی دست پیدا میکرد وقتی مادره متوجه میشه از پسره استفاده میکنه و خواهرش به دست برادرش کشته میشه و وقتی خواهر مرد یه لبخند زده بود انگار که از مرگ راضی بود اونجا بود که پسر بیشتر دیوونه میشه وقتی میرسه به خونه بعد چند دقیقه پلیسا میان و میفهمه که مادرش به دروغ گفته که خواهرش رو خودش کشته چون چشم دیدن پیشرفتشو نداشته و میخواستن پسره رو دستگیر کنن اونجا دیگه رد میده و اول پلیسا رو میکشه و بعد میره سراغ مادر ولی نمیکشتش بجاش اونو به مدت ۱۰ سال شکنجه میده و اخرش مادر میمیره و اونجا بعد از مرگ مادرش ناگهان بیهوش میشه وقتی از خواب بیدار میشه رنگ پوستش کاملا سیاه بود و تبدیل به چیزی شد که تو عکس میبینید*یعنی شیطان*و اونجا قاتل شد و همه رو میکشت و اون نمیتونست لبخند نزنه
اون تو بچگی پدرشو از دست داد و از اون موقع روی واقعی مادرش رو شد مادر کتکش میزد تحقیرش میکرد ازش استفاده میکرد همچنان این پسر یه خواهر هم داره که خواهرش ازش بزرگ تره خواهره داشت به ثروت زیادی دست پیدا میکرد وقتی مادره متوجه میشه از پسره استفاده میکنه و خواهرش به دست برادرش کشته میشه و وقتی خواهر مرد یه لبخند زده بود انگار که از مرگ راضی بود اونجا بود که پسر بیشتر دیوونه میشه وقتی میرسه به خونه بعد چند دقیقه پلیسا میان و میفهمه که مادرش به دروغ گفته که خواهرش رو خودش کشته چون چشم دیدن پیشرفتشو نداشته و میخواستن پسره رو دستگیر کنن اونجا دیگه رد میده و اول پلیسا رو میکشه و بعد میره سراغ مادر ولی نمیکشتش بجاش اونو به مدت ۱۰ سال شکنجه میده و اخرش مادر میمیره و اونجا بعد از مرگ مادرش ناگهان بیهوش میشه وقتی از خواب بیدار میشه رنگ پوستش کاملا سیاه بود و تبدیل به چیزی شد که تو عکس میبینید*یعنی شیطان*و اونجا قاتل شد و همه رو میکشت و اون نمیتونست لبخند نزنه
- ۲۰۹
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط