زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر
یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر
بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم
چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر
من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
خر همسر شده ام
می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر
دیدگاه ها (۳۸)

افتخاریم بودی تُرکم ، دیلیم آذر دیلیدی دیوسوز هرنه دیون ، تُ...

ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ ... ﺑﺰﻧﻢ ﯾﺎ ﻧﺰﻧﻢ؟ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ! ﺑﺰﻧﻢ ...

عزیزیم داغا گلیر / عزیزم به کوه می آیدبولبوللر باغا گلیر / ب...

ﺍﺑﻠﻴﺲ ﺷﺒﻲ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻴﻦ ﺟﻮﺍﻧﻲﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﻣﻬﻴﺒﻲ ﺳﺮ ﻭ ﺑﺮ ﺭﺍﮔﻔ...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗ده این ویلا بود نه بابا ویلا چیه خوده ع...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

Ten

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط