مبهوت ی شست

مبهـوت یڪـ شـِڪـست ..،
مغلوب یڪـ اتِفاق ...,
مصلوب یڪـ عــِشق ..،
مفعول یڪـ تاوان ...,
خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد ...,
و او فقـط خاطراتـَش را مُحڪـم بَغل گـِرفته ...
بیـا آخرین شاهڪـارت را بیبین .....
دیدگاه ها (۱)

اشک میریزم!میگویندحساسیت فصلیست،آری...من به فصلهای بدون توحس...

ﺩﻟﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺖ ....ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻥ ....ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺩ ﺷﺪ ...ﺍ...

.

هیچوقت دل اونایی که گریه شون بی صداست رو نشکنید چون این آدما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط