پارت چهارم
پارت چهارم
صبح روز بعد
جونگکوک: با صدای آلارم بیدار شدم سرم خیلی درد میکرد و چشمام پف کرده بود به سختی از روی تخت بلند شدم و به سمت wc رفتم تا کار های مربوطه انجام بدم و به سمت کمپانی حرکت کردم
تهیونگ: اصلا نتونستم بخوابم آخه چرا اینطوری شدم همش به حرف هایی که به جونگکوک زدم فک میکنم هی باید برم کمپانی بعد از کار های مربوطه سوار ماشین شدم به سمت کمپانی حرکت کردم
ویو توی کمپانی: همه اعضا رسیده بودن و منتظر جونگکوک بودن
جونگکوک رسید و به همه سلام کرد ولی معلومه بود حالش بده زیر چشماش گود افتاده بود
ذهن تهیونگ:(چرا جونگکوک آنقدر داغون شده نکنه بخاطر حرف های منه )
مربی:خوب امروز قراره تمرین یهخورده سخت تر باشه چون هم باید باهم بخونین و هم دنس انجام بدین چون یه هفته دیگه کنسرت دارین و باید خیلی خوب اجرا کنین
اعضا:باشه مربی تمام تلاشمون میکنیم
بیست دقیقه بعد
همه در حال تمرین بودن حالا نوبت به جونگکوک بود تا قسمت اهنگ بخونه
جونگکوک در حال خوندن آهنگ بود صداش واقعا خیلی زیبا بود
ویو اعضا: وقتی جونگکوک شروع به خوندن آهنگ کرد انگار به فرشته داره این آهنگ میخونه صداش خیلی خوبههه
ویو تهیونگ(ااوووو خدای من وای این صدای جونگکوکه؟ انگار یه پری داره آهنگ میخونه)
بعد از اینکه جونگکوک آهنگ تموم کرد همه اعضا یکی به یکی ازش تعریف کردن بجز تهیونگ
ذهن جونگکوک(دیگه مطمئن شدم تهیونگ از من خوشش نمیاد)
دو ساعت بعد
تمرین دیگه تموم شده بود
مربی:خسته نباشید مثل همیشه عالی بودین
اعضا:مرسی
همه به سمت خونه های خودشون حرکت کردن ............
پرنسس ها نظر یادتون نره بایی✨️🫂💕
#تهکوک #یونمین #فیک #فیکشن #اسمات
صبح روز بعد
جونگکوک: با صدای آلارم بیدار شدم سرم خیلی درد میکرد و چشمام پف کرده بود به سختی از روی تخت بلند شدم و به سمت wc رفتم تا کار های مربوطه انجام بدم و به سمت کمپانی حرکت کردم
تهیونگ: اصلا نتونستم بخوابم آخه چرا اینطوری شدم همش به حرف هایی که به جونگکوک زدم فک میکنم هی باید برم کمپانی بعد از کار های مربوطه سوار ماشین شدم به سمت کمپانی حرکت کردم
ویو توی کمپانی: همه اعضا رسیده بودن و منتظر جونگکوک بودن
جونگکوک رسید و به همه سلام کرد ولی معلومه بود حالش بده زیر چشماش گود افتاده بود
ذهن تهیونگ:(چرا جونگکوک آنقدر داغون شده نکنه بخاطر حرف های منه )
مربی:خوب امروز قراره تمرین یهخورده سخت تر باشه چون هم باید باهم بخونین و هم دنس انجام بدین چون یه هفته دیگه کنسرت دارین و باید خیلی خوب اجرا کنین
اعضا:باشه مربی تمام تلاشمون میکنیم
بیست دقیقه بعد
همه در حال تمرین بودن حالا نوبت به جونگکوک بود تا قسمت اهنگ بخونه
جونگکوک در حال خوندن آهنگ بود صداش واقعا خیلی زیبا بود
ویو اعضا: وقتی جونگکوک شروع به خوندن آهنگ کرد انگار به فرشته داره این آهنگ میخونه صداش خیلی خوبههه
ویو تهیونگ(ااوووو خدای من وای این صدای جونگکوکه؟ انگار یه پری داره آهنگ میخونه)
بعد از اینکه جونگکوک آهنگ تموم کرد همه اعضا یکی به یکی ازش تعریف کردن بجز تهیونگ
ذهن جونگکوک(دیگه مطمئن شدم تهیونگ از من خوشش نمیاد)
دو ساعت بعد
تمرین دیگه تموم شده بود
مربی:خسته نباشید مثل همیشه عالی بودین
اعضا:مرسی
همه به سمت خونه های خودشون حرکت کردن ............
پرنسس ها نظر یادتون نره بایی✨️🫂💕
#تهکوک #یونمین #فیک #فیکشن #اسمات
- ۳۰۸
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط