ی
ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟒
جونگ کوک با ضرب سرشو بلند میکنه و میفهمه بعلهههه اینا همش کابوس بوده(عشققق میکنم بهتون استرس میدم)
نفس راحتی میکشه که
یکهو صدای دادی بخش رو فرا میگیره
°آقای دکتررررآقای دکتر
-جونگ کوک با ترس به سمت اتاق ا.ت بر میگرده ترس از دست دادت ا.ت کل وجودشو در برگرفته
$چیشده؟؟؟
°بیمار از کما در اومده
-چییی
^از کما در اومدنن؟؟؟؟؟
به داخل اتاق میرن
$درسته بیمار از کما در اومده احتمالا تا یک ساعت دیگه بیدار بشه
جونگ کوک نفس راحتی میکشه
^داداش(دستشو رو شونه جونگ کوک میزاره)
-خانوم پرستار میتونم این یک ساعتشو پیشش بمونم
°بله ولی فقط یک نفر
-ممنون
ته میره که به بقیه خبر بده. و جونگ کوک کل این یک ساعتو کنار ا.ت میشینه و بهش خیره میشه
که بلاخره ا.ت کمی چشماش میلرزه
-ا.ت؟
ویو ا.ت
اخخخ سرم بدنم چشمام چقدر سنگینه اییییی چخبره من کجام نمیتونم چشمامو وا کنممم
-ا.تتت صدامو میشنوی؟؟؟
این صدای کیه؟؟ جونگ کوکههه وایی باید چشمامو وا کنمم
آروم چشماشو وا میکنه
اول همه جا تار بود که بعد چند تا پلک تونستم چهره جونگ کوکو ببینم
-وای بیدار شدییی واییییی ا.ت بیدار شدهههه خانوم پرستاررر دکترررررررر
همه میریزن تو
تشنگی داشت روانیم میکرد پس بدون هیچ مکثی لب زدم
+آب
-چشم خوشگل خانوم
بهش یکم آب میده
$خب خبببب خانوممم بلاخره بیدار شدید
+حیحیحی(لبخند خجالتی)
$درد که نداری؟
+نه
$یادته چه اتفاقی افتاد؟
+نه
ادامه دارد.....
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟒
جونگ کوک با ضرب سرشو بلند میکنه و میفهمه بعلهههه اینا همش کابوس بوده(عشققق میکنم بهتون استرس میدم)
نفس راحتی میکشه که
یکهو صدای دادی بخش رو فرا میگیره
°آقای دکتررررآقای دکتر
-جونگ کوک با ترس به سمت اتاق ا.ت بر میگرده ترس از دست دادت ا.ت کل وجودشو در برگرفته
$چیشده؟؟؟
°بیمار از کما در اومده
-چییی
^از کما در اومدنن؟؟؟؟؟
به داخل اتاق میرن
$درسته بیمار از کما در اومده احتمالا تا یک ساعت دیگه بیدار بشه
جونگ کوک نفس راحتی میکشه
^داداش(دستشو رو شونه جونگ کوک میزاره)
-خانوم پرستار میتونم این یک ساعتشو پیشش بمونم
°بله ولی فقط یک نفر
-ممنون
ته میره که به بقیه خبر بده. و جونگ کوک کل این یک ساعتو کنار ا.ت میشینه و بهش خیره میشه
که بلاخره ا.ت کمی چشماش میلرزه
-ا.ت؟
ویو ا.ت
اخخخ سرم بدنم چشمام چقدر سنگینه اییییی چخبره من کجام نمیتونم چشمامو وا کنممم
-ا.تتت صدامو میشنوی؟؟؟
این صدای کیه؟؟ جونگ کوکههه وایی باید چشمامو وا کنمم
آروم چشماشو وا میکنه
اول همه جا تار بود که بعد چند تا پلک تونستم چهره جونگ کوکو ببینم
-وای بیدار شدییی واییییی ا.ت بیدار شدهههه خانوم پرستاررر دکترررررررر
همه میریزن تو
تشنگی داشت روانیم میکرد پس بدون هیچ مکثی لب زدم
+آب
-چشم خوشگل خانوم
بهش یکم آب میده
$خب خبببب خانوممم بلاخره بیدار شدید
+حیحیحی(لبخند خجالتی)
$درد که نداری؟
+نه
$یادته چه اتفاقی افتاد؟
+نه
ادامه دارد.....
- ۸.۳k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط