حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق

حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق

زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق

روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است

طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق

دست هایت را خودت "ها" کن اگر یخ کرده اند

از لب معشوقه هامان "ها" نمی آید رفیق

هضم دلتنگی برای موج آسان نیست

آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق

یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان

هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق
دیدگاه ها (۱)

راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بودکاسه صبر دلم یکسره لبریز تو ...

زندگی بی غمِ دل دیدن داشت...شادی و خوبی و خندیدن داشتلبِ من ...

صبح روزی پشت در می آید و من نیستمقصه دنیا به سر می آید و من ...

درد دلتنگی من را ماه می فهمد فقطناله های هر شبم را چاه می فه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط