خلاصه لایو
خلاصه لایو
🐹چقدر قشنگه! فردا آخرین کنسرته، همه چیز تموم میشه. حتی نمیتونم باور کنم که این همه سریع گذشت. اینجا توی هتل اینترنت خیلی ضعیفه، برای همین مطمئن نیستم که لایو خوب پیش میره یا نه
🐹 بعد از اینکه کنسرت فردا تموم شد، فوراً میرم آمریکا، جایی که اعضا هستن به جای اینکه برگردم کره...
ای خدا
🐹 ولی بچهها گفتن که برای من یه اتاق جدا آماده کردن تا بتونم خوب استراحت کنم. گفتن: «ما این اتاق رو تا زمانی که تو بیای خالی میذاریم. این فقط مال توئه، چون تو خیلی زحمت کشیدی.» بهترین اتاق گذاشتن کنار حالا، شاید دقیقاً اینو به من نگفتن، اما میدونم بچهها منظورشون همین بوده. نمیتونم که دروغ بگم خخخ
🐹 اعضا همیشه بهم میگن: «هیونگ، تو خیلی لاغر شدی، خوب بخور و ورزش کن.» وقتی هم که بهشون میگم که خوب میخورم و ورزش هم میکنم، میگن: «نه، هیونگ تو این کارو نمیکنی.» من میتونم چندین کیلو وزنه بلند کنم، اما فکر نمیکنم باهاشون برم باشگاه. بچهها... اونجا یه عالمه تمرین سخت دارن و منم برنامهشون رو دارم. من هیچ وقت تمرینات رو جا ننداختم ، پس فکر میکنم بدن و عضلاتمم باید استراحت ک
🐹 من برنامه روزانه بچهها رو چک میکنم و میبینم که هیچ روزی نیست که تمرین نکنند!
🐹 پس فردا بعد از کنسرت بهشون ملحق میشم.
🐹 همه (بچهها) خوبن و دلم براشون تنگ شده.
🐹 همیشه میگن "ججان".
🐹 "کی میای، ججان؟" اینطوری
🐹 "ججان، منتظرتیم"
🐹 این تیشرتم خیلی قشنگ نیست؟ من که خیلی دوستش دارم!
عزیزم من
که هوبی نرفته بود و در حالی که بقیه اعضا مشغول آمادهسازی بودن، اونجاها رو بگردم... پرسیدم که چطور میشه اونجاها رو دید.
🐹 فکر میکردم در طول خدمت سربازی بچهها حوصلهشون سر میره. به هوبی نگفتم که جاهایی میرم که اون نرفته، فقط خودم رفتم.
🐹 متأسفانه نتونستم سالن برای کنسرت انکور بگیرم، پس نمیتونم برم، کنسرت فردا آخریشه
🐹 مطمئن نیستم کی دوباره میتونم "ران سوکجین" رو انجام بدم، چون داشتم تقویم فعالیتهای گروهیمون رو نگاه میکردم و پر از برنامست!
🐹 حتی بیشتر از زمانی که برای فعالیتهای سولو داشتم (میخنده)
🐹 به زودی نه، اما "ران سئوکجین" یه روزی حتماً برمیگرده!
🐹چقدر قشنگه! فردا آخرین کنسرته، همه چیز تموم میشه. حتی نمیتونم باور کنم که این همه سریع گذشت. اینجا توی هتل اینترنت خیلی ضعیفه، برای همین مطمئن نیستم که لایو خوب پیش میره یا نه
🐹 بعد از اینکه کنسرت فردا تموم شد، فوراً میرم آمریکا، جایی که اعضا هستن به جای اینکه برگردم کره...
ای خدا
🐹 ولی بچهها گفتن که برای من یه اتاق جدا آماده کردن تا بتونم خوب استراحت کنم. گفتن: «ما این اتاق رو تا زمانی که تو بیای خالی میذاریم. این فقط مال توئه، چون تو خیلی زحمت کشیدی.» بهترین اتاق گذاشتن کنار حالا، شاید دقیقاً اینو به من نگفتن، اما میدونم بچهها منظورشون همین بوده. نمیتونم که دروغ بگم خخخ
🐹 اعضا همیشه بهم میگن: «هیونگ، تو خیلی لاغر شدی، خوب بخور و ورزش کن.» وقتی هم که بهشون میگم که خوب میخورم و ورزش هم میکنم، میگن: «نه، هیونگ تو این کارو نمیکنی.» من میتونم چندین کیلو وزنه بلند کنم، اما فکر نمیکنم باهاشون برم باشگاه. بچهها... اونجا یه عالمه تمرین سخت دارن و منم برنامهشون رو دارم. من هیچ وقت تمرینات رو جا ننداختم ، پس فکر میکنم بدن و عضلاتمم باید استراحت ک
🐹 من برنامه روزانه بچهها رو چک میکنم و میبینم که هیچ روزی نیست که تمرین نکنند!
🐹 پس فردا بعد از کنسرت بهشون ملحق میشم.
🐹 همه (بچهها) خوبن و دلم براشون تنگ شده.
🐹 همیشه میگن "ججان".
🐹 "کی میای، ججان؟" اینطوری
🐹 "ججان، منتظرتیم"
🐹 این تیشرتم خیلی قشنگ نیست؟ من که خیلی دوستش دارم!
عزیزم من
که هوبی نرفته بود و در حالی که بقیه اعضا مشغول آمادهسازی بودن، اونجاها رو بگردم... پرسیدم که چطور میشه اونجاها رو دید.
🐹 فکر میکردم در طول خدمت سربازی بچهها حوصلهشون سر میره. به هوبی نگفتم که جاهایی میرم که اون نرفته، فقط خودم رفتم.
🐹 متأسفانه نتونستم سالن برای کنسرت انکور بگیرم، پس نمیتونم برم، کنسرت فردا آخریشه
🐹 مطمئن نیستم کی دوباره میتونم "ران سوکجین" رو انجام بدم، چون داشتم تقویم فعالیتهای گروهیمون رو نگاه میکردم و پر از برنامست!
🐹 حتی بیشتر از زمانی که برای فعالیتهای سولو داشتم (میخنده)
🐹 به زودی نه، اما "ران سئوکجین" یه روزی حتماً برمیگرده!
- ۱.۶k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط