#تکپارتی

#تکپارتی

ویوا.ت اسمت یورا(=) ویو جیمین(+)

ویو جیمین
من عاشق یه دختر توی مدرسمون شده بودم واسه همون مجبور شدم برم بهش اعتراف کنم

ویو یورا
من توی دبیرستان درس میخونم و چند وقت بود که فهمیده بودم که کراشم از من خوشش میاد

چند روز بعد..

ویو جیمین
بالاخره جرآت کردم برم بهش اعتراف کنم
+سلام
=سلام
+میشه تنها حرف بزنیم
=اره

ویو یورا
دستمو گرفت و برد تو اتاق
+من یه چند وقته از شما خوشم میاد
=م م من..... م
+🥲جدن؟
=اره

ویو جیمین
از خوشحالی داشتم بال در می اوردم نزدیکش شدم و یه گل روی لبش کاشتم و رفتم(خودتون بفهمید)
هالا هم بعد از سه سال عشقی مخفیانه با هم ازدواج کردیم

ویو یورا
سه سال میگذره و تازه ازدواج کردیم موندم چجوری بهش بگم که حاملم🥲🥹
خوب خودش بفهمه
=جیمینی
+بله موچیی
=میگم داری بابا میشی ها
+واتتت
=بلی بلی
+(از حال رفتم بچم)
دیدگاه ها (۲)

#سناریودرخواستی وقتی بایه پسر دیگه میبیننتنامجون:یعنی اینقدر...

#سناریو♧وقتی روشون بستنی می‌ریزی(به عنوان خواهر)♧نامجون:من ت...

بچه ها روز دختر و روز پسر رو برلتون تبریک میگم درسته دیره ول...

~My Dream Life~

خیانت عشق انتقام

نام فیک:عشق مخفیPart: 14*سه سال بعد*(الان ات ۲۰ سالشه و جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط