صبح آمده بر پهنه‌ٔ آفاق گذر کن

صبح آمده بر پهنه‌ٔ آفاق گذر کن
پلکی بزن و بر رُخ ِ دلدار نظر کن
این پیلهٔ خمیازه گیِ صبحگهان را
با خنده‌ٔ پروانگی‌ات دست به سر کن
دیدگاه ها (۱)

➰ شـاد بـاش بخنـد عشـق بـورز امـروزت و قـشـنـگ کـن...

چند پارتی درخواستی

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کنکار مرا به گردش چشمی تمام کنبگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط