زهر افتاده به قلب وجگرم مهدی جانلرزه انداخت زپا تابه سرم مهدی جانبه لب خشک پدر آب گوارا برسانکه من ازسوزعطش شعله ورم مهدی جانقبل از آنی که به دل، زهر اثر بگذاردکشته از صحنهٔ دیوارو درم مهدی جان